ساده مثل زندگی

 

تریستانو می میرد

نوشته:آنتونیو تابوکی

ترجمه:قلی خیاط

نشر نگیما

به قفسه کتابخانه, زیر پنجره کنار میز, یک نگاهی بیانداز, نویسنده, دوربین پدربزرگ و میکروسکپ پدرم آنجاست... فکرش را بکن, پدر من زندگی را با میکروسکپ جست جو می کرد, پدر بزرگم آنرا با دوربین, هر دو به کمک ذره بین, یکی فکر می کرد زندگی خیلی نزدیک و خیلی ریز است, آن یکی فکر می کرد زندگی خیلی دور و خیلی بزرگ است, زندگی اما فقط با چشم باز و برهنه دیده می شود, نه زیاد دور و نه زیاد نزدیک, درست به اندازه نگاه تو...

زندگی را نمی شود تعریف کرد, زندگی را فقط می شود زیست, بدان که در هر لحظه ی زندگی لحظه پیش از دست رفته است... چیزهایی را که از من شنیدی, تعریف نفس زدنهای لحظه نبود, بازسازی آن بود, هیچ دمی را نمی شود تکرار کرد...

پ ن: کتابهای تابوکی را دوست دارم. سبکش متفاوت و خاص است.گرچه که این بار خواندن کتابش خیلی طول کشید.

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/۱٩ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ توسط س. نظرات ()


 Design By : Pichak