ساده مثل زندگی

بعضی دردها را, بعضی غم ها را فقط با کسانی می شود گفت که تجربه اش کرده اند. خود خودش را داشته اند و دارند, نه حتی مشابه اش را. خیلی ها تلاش می کنند همدردی کنند و تسلایت دهند و به صبوری دعوتت کنند ولی نمی توانند. نه اینکه نخواهند, نمی توانند, نمی شود.از این دردها با هر کسی نمی شود گفت, این دردهای بی درمان, این غمهای بی پایان را فقط وقتی درک می کنی که دچارشان باشی... واژه های زیبا و شعرهای قشنگ و حرفهای همیشگی و توصیه های تکراری فقط دردت را سنگینتر می کند و فاصله ات را از گوینده بیشتر و بیشتر... این دردها سنگیند, مهیبند, سبک نمی شوند. کسی حرفت را می فهمد که خودش هم زیر این آوار مانده باشد و بداند هیچ دستی نمی تواند از بار سنگین شانه هایت کم کند...

پ ن1: چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را؟

پ ن: من با رخ چون خزان, زردم بی تو          تو با رخ چون بهار چونی بی من؟

نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/٢٧ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ توسط س. نظرات ()


 Design By : Pichak