ساده مثل زندگی

 

کمد لباسها رو مرتب می کردم تا جا باز کنم برای لباسهای تابستانی امسال... لباسهای نخی خنک و شالهای خوشرنگ...یکباره متوجه شدم که امسال کمد لباسم چقدر رنگی تر شده...جای لباسهای سیاهی که قبل از عید بیرون گداشتمشان، پر شده با قرمز و سرخابی و یاسی...به تابستانیهای پارسال نگاه می کنم: آبی و سبز و آبی...به حال و روز روحی پارسال و امسال فکر می کنم و ربطشان می دهم به انتخاب رنگهایم... پاییز و زمستان سخت و سیاهی که گذراندم آبدیده ام کرده... یاد گرفته ام در دم زندگی کنم...در لحظه... رنگها را به زندگیم اورده ام دوباره...هر جا و هر جور شده که شده برایشان جا باز کرده ام....توی لباسها...ظرفها...ملحفه ها(ملافه که خوش اواتر است). فکر می کنم به سختی اولین رنگی پوشیدنهای بیرون: اولین مقنعه آبی، شال قرمز...

همه اینها به کنار نمی دانم با وسوسه خرید جوجه های رنگی که چند روزی است به جانم افتاده چه کنم؟

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۱٦ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ توسط س. نظرات ()


 Design By : Pichak