ساده مثل زندگی

امروز صبح در جمعه بازار کتاب مشهد و دو کتابفروشی.

یک منظره،یک صحنه دیدم تو جمعه بازار که خیلی دوست داشتم. یک پسر کوچولو حدود3 ساله رو پله یک مغازه راسته جمعه بازار نشسته بود و چنان محو تماشای کتاب دستش بود که من کیف کردم واقعا.زیر لب یک چیزهایی هم برای خودش تعریف می کرد،انگار که کتاب رو میخونهیول چند لحظه ای که من تماشاهش می کردم که اصلا سرش رو از روی کتاب بلند نکرد. پدر و مادرش رو هم ندیدم وگرنه می خواستم آفرین بگم بهشون برای تربیت یک کوچولوی کتابخون!

این عکسها رو هم با موبایل گرفتم تو شلوغی جمعه بازار برای یادآوری یار مهربان.

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٦ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ توسط س. نظرات ()


 Design By : Pichak