ساده مثل زندگی

شنبه: صبح مدرسه هستید. تصمیم دارید بعد از ظهر نوشتن سوالات امتحان را شروع کنید. دوستی زنگ می زند و دعوت می کند همین حالا به خانه اش بروید چرا که دوست مشترکی آنجا است و هردو دلشان برای شما تنگ شده! خانه دوستتان می روید. سوالی نوشته نمی شودساکت

یک شنبه:قرار است خاله تان از سفر زیارتی برگردد. صبح تو مدرسه تصمیم می گیرد که از مدرسه دیدن خاله بروید،نهار مهمان خاله باشید و غروب به خانه برگردید و سوال طراحی کنید. خاله زیاد مهمان دارد و از شما می خواهد بمانید و کمکش کنید. در جواب قربان و صدقه رفتنهای خاله چاره ای جز ماندن و پذیرایی از مهمانان خاله ندارید. نیمه شب با خانواده به خانه بر می گردید. سوالی نوشته نمی شودساکتساکت.

دوشنبه:صبح کلاس ندارید. خانه می مانید تا سوال بنویسید اما وبگردی اجازه نمی دهد. بعداز ظهر و شب مهمان دارید . کلی کار انجام نشده.پس سوالی نوشته نمی شودساکت

سه شنبه: هشت ساعت کلاس هستید و خسته به خانه می روید. غروب قرار است سوال طرح کنید اما وسوسه خواندن کتابی که نیمیش را خوانده اید رهایتان نمی کند. کتاب را می خوانید. سوالی نمی نویسیدساکت.

چهارشنبه: صبح مدرسه اید. بعد از ظهر هوا عالی است. حیف نیست در این های خوب خانه بمانید و سوال امتحان طراحی کنید؟ خیلی وقت است دوستی را ندیده اید و کلی برایش حرف دارید. شال و کلاه می کنید و به دیدار دوست می رویدلبخند.

پنج شنبه: صبح شروع می کنید به نوشتن و انتخاب سوالات. چه کار خسته کننده و پر استرسی. گاهی به خودتان استراحت می دهید: کتاب- نت- تلفن- فیلم!

جمعه: به خودتان می آیید و می بینید که تقریبا  فقط یک پنجم کارتان انجام شده. صبح تا شب یکسره به طراحی سوال می گذرد. سوالات مدرسه 1 آماده و کامل است و سوالات مدرسه 2 کمی کار داردیول.

شنبه: صبح مدرسه 1 هستید ولی سوالاتی را که با اعمال شاقه طراحی کرده اید با خودتان نیاورده ایدگریه. همه همکارانتان هفته قبل سوالات را تحویل داده اند. اسمتان جزو بدان نوشته می شود باچند ضربدردل شکسته! بعد از ظهر سوالات مدرسه 2 راتمام می کنید.

شنبه شب: تا صبح کابوس سوالات را می بینید. بین خواب و بیداری چند سوال را در ذهنتان عوض می کنید و برای چند کلاس طرح درس آخر سال می نویسیدکلافه

یک شنبه: سوالات مدرسه 2 را که تحویل می دهید گل از گل معاون آموزشی و معاون فن آوری مدرسه می شکفد. انگار شما اولین کسی هستید که سوالات را تحویل داده است. اسمتان جزو خوبان نوشته می شود با چندتا ستاره جلویشفرشته

دو شنبه: شما هستید و اتاقی پر از کتاب و کاغذ. پروژه وقتگیر بعدی جمع کردن کتابها و برگه ها و سروسامان دادن به اتاقتان است. اما خوشحالید. انگار غول اصلی و بزرگ داستان را کشته ایدچشمک

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱۱ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ توسط س. نظرات ()


 Design By : Pichak