ساده مثل زندگی

اسکا و خانم صورتی

نوشته: اریک امنوِیل اشمیت

ترجمه: مهتاب صبوری

یک کتاب کوچک و دوست داشتنی. خوندنش یک تفریح لذت بخش بود.

بخشهایی از کتاب:

خدای عزیز,

اسم من اسکار است. ده سال دارم.من گربه, سگ وخانه را آتش زدم (فکر کنم حتی ماهی قرمزها را هم کباب کردم). و این اولین نامه ای است که برایت می نویسم چون تا حالا به خاطر درس و مشق وقتش را نداشتم. قبل از هر چیز بگم من از نوشتن وحشت دارم. مگر اینکه مجبور باشم. چون نوشتن دسته گل است. منگوله است. لبخند, روبان و غیره است. چیزی نیست جز چاخان که رنگ و لعاب می زند و خوشگل می کند.چاخان و شامورتی بازی بزرگترهااست.

دلیل می خواهی؟ بفرما همین شروع نامه:" اسم من اسکار است. ده سال دارم. من گربه,سگ و خانه را آتش زدم(فکر کنم حتی ماهی قرمزها را هم کباب کردم). این اولین نامه ای است که برایت می نویسم."می توانستم به جایش برایت بنویسم" مرا کله تخم مرغی صدا می کنند. هفت ساله به نظر می رسم و به خاطر سرطانم در بیمارستان بستریم و تا بحال حرفی با تو نداشتم چون که حتا باور ندارم که وجود داری."

اگر اینجوری بنویسم خیلی بد می شود و تو کمتر به من محل می گذاری درحالی که احتیاج دارم تو به من توجه کنی.

اگر وقتش را داشته باشی تا دو-سه تا کار برایم انجام بدهی همه چیزهایم مرتب و رو به راه  خواهد شد.

پ ن: کتاب را با ترجمه سروش حبیبی از اینجا دانلود کنید.

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/۱٧ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ توسط س. نظرات ()


 Design By : Pichak