ساده مثل زندگی

مثل آب برای شکلات

نوشته:لورا اسکوئیل

ترجمه:مریم بیات

انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

بسته بندی گذشته گرترودیس لابه لای لباسهایش بیش از آن که تصور می کرد وقت گرفته بود. نمی توانست روزی را که سه خواهر با هم اولین مراسم عشائ ربانی را بجا آوردند به همین راحتی در جامه دان جا دهد. توری سر, کتاب دعا, عکسی که باهم بیرون کلیسا انداخته بودند, همه وهمه بی دردسر در جامه دان جا گرفت, اما مزه شیرتخم مرغ و معجونی که ناچا پخته و بعد از انجام مراسم به همراه دوستان و خانواده خورده بودند, چه می شد؟ هسته رنگی زردآلو در جامه دان جا گرفت, اما غش غش خنده هایشان وقتی با این هسته ها در حیاط مدرسه بازی می کردند, معلمشان خویتا, تاب خوردنها یا بوی اتاقی که در آن می خوابیدند و یا طعم معجون خامه و شکلات و تخم مرغ تازه مخلوط با شکر را نتوانست لابه لای لباسها جا دهد. خوشبختانه دعواکردنها و اردنگی های ماماالنا هم در آن جا نشد. تیتا پیش از آن که آنها بتوانند یواشکی درون جامه دان بخزند, درش را محکم بست.

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/٢٦ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ توسط س. نظرات ()


 Design By : Pichak