مثل آب برای شکلات

مثل آب برای شکلات

نوشته:لورا اسکوئیل

ترجمه:مریم بیات

انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

بسته بندی گذشته گرترودیس لابه لای لباسهایش بیش از آن که تصور می کرد وقت گرفته بود. نمی توانست روزی را که سه خواهر با هم اولین مراسم عشائ ربانی را بجا آوردند به همین راحتی در جامه دان جا دهد. توری سر, کتاب دعا, عکسی که باهم بیرون کلیسا انداخته بودند, همه وهمه بی دردسر در جامه دان جا گرفت, اما مزه شیرتخم مرغ و معجونی که ناچا پخته و بعد از انجام مراسم به همراه دوستان و خانواده خورده بودند, چه می شد؟ هسته رنگی زردآلو در جامه دان جا گرفت, اما غش غش خنده هایشان وقتی با این هسته ها در حیاط مدرسه بازی می کردند, معلمشان خویتا, تاب خوردنها یا بوی اتاقی که در آن می خوابیدند و یا طعم معجون خامه و شکلات و تخم مرغ تازه مخلوط با شکر را نتوانست لابه لای لباسها جا دهد. خوشبختانه دعواکردنها و اردنگی های ماماالنا هم در آن جا نشد. تیتا پیش از آن که آنها بتوانند یواشکی درون جامه دان بخزند, درش را محکم بست.

/ 4 نظر / 5 بازدید
mahtab

سلام دوست عزیز سایت "کافه پُست" بزرگترین مرجع پُست های فیس بوک، گوگل پلاس و سایر شبکه های اجتماعیست. از کافه پُست دیدن نمایید. منتظر حضور گرم شما هستیم..[لبخند] http://www.cafepost.ir با سپاس [گل]

دانش آموز

اسم کتاب خیلی جذابه...خودش میتونه دلیل خواندن کتاب باشه

ساده

سلام به نظر کتاب دل نشین و خوشمزه ای میاد [لبخند] اضافه شد به لیست کتابهایی که تو سال جدید باید بخونم [چشمک]

ساده

سال نومي شود. زمين نفسي دوباره مي کشد.برگ ها به رنگ در مي آيند و گل ها لبخند مي زند و پرنده هاي خسته بر مي گردند و دراين رويش سبز دوباره...من...تو...ما... کجا ايستاده اييم. سهم ما چيست؟..نقش ما چيست؟...پيوند ما در دوباره شدن با کيست؟... زمين سلامت مي کنيم و ابرها درودتان باد و چون هميشه اميدوار و سال نومبارک...