و حسین دو خواهر داشت...

 

دو ماه محرم و صفر درباره زینب(س) زیاد می شنویم. از صبر و شجاعت و قدرت رهبری و توانمدیریت و کلام شیوا و تحملش حکایتها می دانیم. و البته ایمان داریم که او فرزند زهرا(س) و علی(ع) است و از فرزند چنین کسانی جز زینب رفتار کردن انتظار نمی رود.

اما انگار کسی, کسانی,بسیاری, از حکایت عاشورا و روزهای قبل و بعد و مصایب و دشواری ها کنار زده شده اند. یادی از آنان نمی شود. حرفی و حدیثی و حکایتی از آنان, از صبوری, تحمل , شجاعت و... آنان نشنیده ایم. این روزها فکر می کنم به ام کلثوم. دختر علی(ع) و فاطمه زهرا(س) که طبق روایات شیعه در ماجرای کربلا حضور داشته, پابپای خواهرش زینب(س) صبوری و پرستاری کرده, به اسارت رفته, سخنرانی کرده, برادر و برادرزاده و خواهر زاده و... در راه خدا داده و بر سر زنان و کودکان کوفه فریاد زده:"که صدقه بر ما حرام است".

چرا حرفی از ام کلثوم نمی گوییم؟ چرا یادی از مادر علی اصغر نمی کنیم که او هم در کربلا حاضر بود؟ چرا یادی نمی کنیم از شیرزنان دیگری که در جریان کربلا و حوادث دشوار بعدش فرزند وپدر و برادر و همسر و خواهرزاده و برادرزاده در راه خدا بخشیدند, به اسارت رفتند, شکنجه شدند و... و صبوری کردند در شان اهل بیت و یاران پیامبر رفتار کردند و محکم ایستادند؟

در این چند روز فکر می کردم به فرزندان و خواهران و همسران امام حسن(ع), به همسر و فرزندان و خواهران امام رضا(ع), به خانواده دیگر امامان و همه مصایبی که تحمل کردند: تحقیرها, شکنجه ها, بایکوت شدن ها, زندانی شدنها, شهید دادنها و شهید شدنها.

خاندان علی(ع) و فاطمه(س) شیرزنانی چون زینب فراوان دارد, گاهی یادشان کنیم.

/ 1 نظر / 5 بازدید
عباس

دلــــــم را ... بـــــه روی عالــــــم و آدم بستـــــــه ام ...! مگــــــــر " دلبستـگــــی " همیــــــن نــیســــت ... با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین. به من هم سر بزنین نفستون گرم