شیار 143

 

شیار 143

نوشته: نرگس آبیار

انتشارات سوره مهر

کاش دخترک، زرنگ و کاری و  نجیب باشد نه شیر خانه و روباه دشت. طاقت عروسی را که زبانش چون نیش مار باشد نداشت. دوست می داشت عروسش خوش آب و رنگ باشد مثل شعله چراغ.هر چه نباشد آدم تا عمر دارد چشمش به او می افتد و می خواهد حظ ببرد. جعفر گفته بود خوش آب و رنگ است مثل خودت. مادر فدای سلیقه ات شود! کاش به جوانی دیده بودش، نه حالا که چین به صورتش افتاده است. عروس را دوست داشت که چشم داشته باشد مثل پیاله، درشت و گرد.سفید و سرخ باشد. گیسوهای شبگون. مثل مارال مست بخرامد. تنش مثل نان گندم بهاره باشد. حظش را جعفر می برد و او از حظ جعغر، حظ می برد. جعفر نجیب بود و خوش ذات... سزاوارش هم زن نجیب و خوش ذات بود...

/ 1 نظر / 13 بازدید