بهانه دیدارهای اتفاقی

آخرین بار هم اینجا دیده بودمش, سالن انتظار سینما. برای تماشای فیلم فرهادی, جدایی نادر از سیمین. دیشب هم دوباره در همان سینما وبرای تماشای فیلم همان کارگردان. مرا که دیدخندان طرفم آمد و گفت: مگه فرهادی فیلم بسازه که ما اتفاقی تو سالن سینما همدیگرو ببینیم! بعد از تماشای فیلم, وقت خداحافظی تو خیابان پشت سینما, میگویم: الان باید بگیم خداحافظ و به امید دیدار تا فیلم بعدی فرهادی؟ می خندد:نه! قول میدم بیام ببینمت, بی بهانه! و من امیدوارم که به قولش عمل کند, بی بهانه! دیدارهای بی بهانه بهترین دیدارهای عالمند!

فیلم گذشته فرهادی را دیدم. آدمهای تنها و خاکستری فیلمهای فرهادی را دوست دارم. واقعیند.داستانهای ناتمامش را هم دوست دارم. آنها هم واقعیند.همه ماجراهای زندگی هم که به جواب نمی رسند, پایان خوش ندارند.

فیلم خوبی بود. دوستش داشتم. اما جدایی نادر از سیمین , بی بدیل بود.

آقای فرهادی ممنون که بهانه دیدارهای اتفاقی برایمان فراهم میکنی. ممنون که نشانمان میدهی که ما تنها آدمهای خاکستری دنیا نیستیم ولی همان خودخواهی های کوچک! و رگه های تاریک می تواند چه ها بر سرمان بیاورد. ممنون که فیلمهایت, بی وعظ و خطابه, نشانمان می دهد که باید انسان بهتری باشیم.

/ 5 نظر / 63 بازدید
محمد - Mohammad

سلام خوبی؟ کاش منم بی بهانه ببینمش شادابی از آن توست[ماچ]

رفیق راه دور

[گل]

لیلا

وای که چقد باهات موافقم .هم دیدار بی بهانه هم فیلم بی خطابه و بی پایان .ای بدم میاد از فیلمهایی که دقیقه پنمجم تا ارخش معلوم میشه و مدام درحال وعظه از سرو وضع نخ نما شده تا..........

معلم فیزیک

سلام در این زمانه و البته همیشه ی زمانها ما ادمها چقدر نیازمند دیدارها و حرف زدنهای دوستانه هستیم. همیشه شاد باشی

الهه

دلم برای خیلی ها تنگ شده. کاش ببینمشان.... حتی به بهانه.... . . . بهانه هم یافت نشد.... شاید تصادفی اتفاقی حتی به شانس هم معتقد شدم......