دوباره آرامش

انگار تمام شد. از برزخ بیرون آمدم! این بار هم یک دوست دستم را گرفت و به نور رهنمایم شد. حاصل گفت و گوی تلفنی 66 دقیقه ای من و مرجان، آرامش من بود و غذای ته گرفته اوچشمک

مرجان عزیز خدارو شکر می کنم برای بودنت. انگار خدا حرفهایش را با صدا و کلام تو به من رساند. حرفهای تو، جواب همه پرسشهای من بود.

/ 1 نظر / 60 بازدید
بانوي شهربهشت

خدا را شكر