چهل سالگی

چهل سالگی

کارگردان: علیرضا رییسیان

محصول 1388

چند روز قبل رفتم سراغ آرشیو فیلمها و فیلم چهل سالگی رو برداشتم و نشستم به تماشا. فیلم و موضوعش چنان برایم جذاب بود که بلافاصله رمان چهل سالگی - نوشته ناهید طباطبایی- را هم خوندم. به نظرم کتاب کامل کننده فیلم هست و نکات گنگ فیلم رو کاملا روشن می کند...تاثیر این فیلم و این کتاب روی من بسیار زیاد بود....مفاهیم اصلی آنها مدام توی ذهنم مرور می شوند: عشق- ایمان- مرگ- تردید- ترس از پیری- از جذاب نبودن- تصمیم- تغییر.... آدمها بسیاری را دیده ام که در مرحله ای از زندگی -بیشتر بعد از سی سالگی_ به پشت سرشان نگاه می کنند و دلشان می گیرد از فاصله بین آنچه هستند و آنچه که می خواسته اند که باشند.فکر می کنند به چیزهایی که از دست داده اند، یا از آن گذشته اند و چیزهایی که دارند...به چیزهایی که دوست داشته اند، دوست دارند، به روش زندگی، به گذشته،به آینده، مقایسه داشته ها و از دست داده ها، مقایسه خودشان با دیگران،.....این بحران...این شک...این تردید...این نیاز به تصمیم گیری...نیاز به تغییر...ترس از رها کردن...ترس از شروع دوباره...ترس ترک کردن محدوده امن_ که البته دیگر امن نمی نماید- همه اینها را فیلم و کتاب هر دو نشان می دهند البته هر کدام به نوعی...کتاب بیشتر زن چهل ساله داستان را محور قرار داده و کتاب روی مرد چهل ساله داستان تاکید کرده... کتاب و فیلم را به همه دوستان توصیه می کنم...به خصوص به آنان که دهه سی سالگی و دهه چهل سالگی را مزمزه می کنند.

 "آخرین عشق ،ستاره ای است که به گردنت می آویزی. ستاره ای که تا به آیینه نگاه نکنی آن را نمی بینی درست مثل چشمانت. ولی وقتی آن را لمس کنی، می بینی که دور انگشتانت هاله ای آبی رنگ حلقه می زند و تمام جانت گرم می شود."

/ 0 نظر / 52 بازدید