زندگی در میان انبوه سیمها

 

میخواستم جارو برقی بکشم.به اولین پریز برق سالن سیم تلفن وصل بود. به دومین پریز، سیم سه راهی وصل بود با سیمهای تلویزیون و انتن.سومین پریز خالی بود که مزین شد به سیم جارو برقی...پریز اتاق اولی یک سه راه داشت با سیمهای مودم، شارژر موبایل و شارژر لپ تاپ...پریز اتاق دوم باز هم سه راهی داشت با سیمهای پنکه و شارژرهای گوشی و لپ تاپ ... در آشپزخانه هم سیم برق اجاق گاز و یخچال و فریزر خودنمایی می کردند...سیم شارژر دوربین، سیم رابط لپ تاپ به تلویزیون...کنترل انتن، کنترل تلویزیون، کنترل ضبط....زندگیمان پر شده از سیم و کنترل و چراغهای سبز و قرمز باتریها و شارژرها...سیمها و کنترلهایی که زندگیمان را مدیریت می کنند...زندگی قرن بیست و یکیمان را...

/ 1 نظر / 37 بازدید
آرزو

سلام خوبيد ؟ دو تا مطلب اولتونو خوندم خيلي عالي بود خواستم ازتون تشکر کنم و همينطور ازتون دعوت کنم به سايت منم سر بزنيد و در صورتي که مايل بوديد يک وبلاگ خوب هم در سايت ما بسازيد شما فرد توانايي هستيد باعث افتخار مون هست به جمع کاربران سيستم وبلاگدهي ما بپيونديد ، www.sitearia.ir