پرنده باز

 

خیلی خوب است که روزت را با صدای آواز مرغهای عشق و قناری آغاز کنی. قفسشان هم که توی حیاط خلوت طبقه پایینی هاست و پنجره اتاق تو هم که به همین حیاط خلوت باز می شود. پس تو صدای آواز و چهچهه را در سکوت بامدادی واضح و بلند می شنوی. مشکل وقتی شروع می شود که جوجه مرغ مینا قبل از قناریها و مرغهای عشق تمرین آوازش را شروع کند! با صدای فریادش چنان از خواب می پری که تا چند ثانیه زمان و مکان را گم می کنی!

/ 4 نظر / 12 بازدید
حمید رضا

سلام خداییش وبلاگ خوبی داری چرا وقتتو تو این سیستمای وبلاگ دهی هدر میدی تو این سایتhttp://parspa.s2a.ir برو عضو شو وقتی که داری عضو میشی یه وبلاگ بساز و به ازای هر مطلبی که به وبلاگت میریزی پول بگیر.میتونی درآمدت رو هم تو حساب کاربریت ببینی. مثلا اگه در هر ماه 3000 هزار مطلب بریزی ماهی 100 هزار پول درمیاری.هر موقع هم که دوست داشتی می تونی پولت رو بگیری اگه رفتی و عضو شدی اسم وبلاگی که ساختی برام بفرست تا متناسب با موضوع وبلاگت یه روش بهت بگم پول بیشتری دربیاری. این ایمیلم hamidreza881@yahoo.com

فریبا

اولش گفتم چه جالب! (مثل موزیک های ریلکسشن یوتیوپ!) [بغل] بعدش تبدیل شد به کابوس![تعجب] خدا بدادتون برسه فکرش کن هر روز با جنگ اعصاب از خواب بیدارشین قبلا" ما یک همسایه ای داشتیم که ماشین دودزاشو زیر پنجره اتاق خواب من روشن میکرد و برنامه اش این بود که 5 الی 10 دقیقه گاز بدهد! و این کابوس 2 سال طول کشید و هر چه من اصرار و خواهش میکردم فایده ای نمیکرد! (منکه ایشون حلال نمیکنم چونکه من و مادرم مشکل ریوی پیدا کردیم!)

زردالو

[خنده] ما هم از این جوجه ها داریم در همسایگی. منتها جوجه ی انسان است! و ما دیگر به صدایش عادت کرده ایم. منتها مادرش ظاهراً هنوز عادت نکرده و گهگاه جیغ بنفشی سرِ جوجه جان میکشد که هیچ گاه نمیشود به آن عادت کرد.