یک گردش فامیلی

 

آخرین جمعه قبل از ماه رمضان,یکی از روستاهای اطراف مشهد با فامیل! یک روز پر از اب بازی و شادی و خنده. روز چیدن نعنا و گلپر. روزی که دسته گل که نه, کفشهایمان را به آب دادیم...

/ 3 نظر / 68 بازدید
بانوي شهر بهشت

براي دوستم... دوست ، تقدیر گریزناپذیر ما نیست. برادر خواهر پسر خاله و دختر عمو نیست که آش کشک خاله باشد. دوستی انتخاب است. انتخابی دو طرفه که حد و مرز و نوع آن به وسیله همان دو نفری که این انتخاب را کرده اند تعریف می شود. با دوستانمان میتوانیم از همه چیز حرف بزنیم و مهم تر آنکه می توانیم از هیچ چیز حرف نزنیم وسکوت کنیم. با دوستانمان میتوانیم درد دل کنیم و مهم تر آنکه می شود درد دل هم نکرد و بدانیم که می داند. از دوستانمان می توانیم پول قرض بگیریم و اگر مدتی بعد او پول خواست و نداشتیم با خیال راحت بگوییم نداریم. و اگر مدتی بعد تر دوباره پول احتیاج داشتیم و او داشت دوباره قرض بگیریم. با دوستانمان میتوانیم بگوییم: امشب بیا خونه ما دلم گرفته و اگر شبی دیگر زنگ زد و خواست به خانه مان بیاید و حوصله نداشتیم بگوییم : امشب نیا حوصله ندارم. با دوستانمان می توانیم بخندیم می توانیم گریه کنیم می توانیم رستوران برویم و غذا بخوریم می توانیم بی غذا بمانیم و گرسنگی بکشیم می توانیم شادی کنیم می توانیم غمگین شویم میتوانیم دعوا کنیم. می توانیم در عروسی خواهر و برادرش لباس های خوبمان را بپوشیم و فکر کنیم عروسی خواهر و برادر

ساده

چه عکس های زیبایی آخ دلم لک زده واسه یه آب بازی حسابی [نیشخند] خوشیهاتان مستدام [لبخند]

علی

فکر نمیکردم مشهد هم اطرافش سرسبز باشه. البته من پدرم اصالتا مشهدی بوده. چندتایی هم مشهد فامیل داریم. به طور متوسط دوسال یکبار هم مشهد میام ولی یا برای کار بوده یا زیارت و وقتی برای گشت و گذار نداشتم.