یک صبح جمعه فرهنگی

امروز صبح در جمعه بازار کتاب مشهد و دو کتابفروشی.

یک منظره،یک صحنه دیدم تو جمعه بازار که خیلی دوست داشتم. یک پسر کوچولو حدود3 ساله رو پله یک مغازه راسته جمعه بازار نشسته بود و چنان محو تماشای کتاب دستش بود که من کیف کردم واقعا.زیر لب یک چیزهایی هم برای خودش تعریف می کرد،انگار که کتاب رو میخونهیول چند لحظه ای که من تماشاهش می کردم که اصلا سرش رو از روی کتاب بلند نکرد. پدر و مادرش رو هم ندیدم وگرنه می خواستم آفرین بگم بهشون برای تربیت یک کوچولوی کتابخون!

این عکسها رو هم با موبایل گرفتم تو شلوغی جمعه بازار برای یادآوری یار مهربان.

/ 3 نظر / 5 بازدید
بهار

ساده مثل زندگی بسیار زیباست.

سیروس

خیابون دروازه طلایی، چهار طبقه یا هرچی که اسمش رو دوست داشته باشه آدم بگه فقط روز همین جمعه بازار کتاب حال می ده آدم بره

سیروس

ااااووووهههه فراوون،چیز هایه خوبی اون وسط مسط ها آدم می تونه پیدا کنه البته الان که تهرانم می گم مخزن کتاب نایاب خیابون انقلابه