پنج شنبه ها

پنج شنبه ها را دوست دارم.پنج شنبه ها شبیه پسربچه های دبستانی اند که از ذوق دو روز تعطیلی آخرهفته کیفشان را هوا می اندازند، یا شبیه آن دختر نوجوانی که با لباسهای زیبا و گونه های برافروخته سر اولین قرار عاشقانه اش می رود، یا شبیه زن جوان کردی است پوشیده در لباسهای هزار رنگ محلی.

پنج شنبه ها شبیه روزهای قبل از سال نو است، پر از شور و شلوغی و صدا و رنگ!پنج شنبه ها شبیه خیابانهای پر از ماشین گل زده عروس است،پر از دسته گل،شیرینی، خواستگاری و خیابانهای چراغانی شده!

پنج شنبه ها شبیه جعبه های پر از بنفشه اند و گلدانهای کوچک پامچال که نوید بهارند! پنج شنبه ها شبیه مهمانی خانه پدربزرگ است با گلدانهای شمعدانی لب حوض و درخت شمشاد و زیرزمینهای پر از افسانه! پنج شنبه ها شبیه بوی قرمه سبزی مامان اند! پنج شنبه ها پر اند از زندگی...

/ 8 نظر / 6 بازدید
سیروس

پنج شنبه های توی خوابگاه یعنی اینکه باید هدفون بزنی و بری توی خیابونا و مردم رو نگاه کنی و دل تنگ تر بشی یعنی تنهایی رو حس کنی پنج شنبه ها تو دوران مدرسه یعنی فرداش جمعه است باید بشینی مشق های شنبه رو بنویسی

بهار

منم پنج شنبه ها رو دوست دارم آخه تا ساعت 10 بدون دغدغه کاری راحت می خوابم. خیلی باحاله.

fiuna

وای تو که دل مارو بردی . بابا منم از این پنج شنبه ها میخوام[گریه] پنج شنبه های ما پر از کاره و کار....

لیلا

سرکار که میرفتم عاشق ساعت 1تا5 بعداز ظهر پنج شنبه بودم.الان هم دوستش دارم.خودتو رها میکنی تو دلخواسته های تموم نشدنی[لبخند]

مینا

سلام من معتقدم وبلاگ نویسیت خیلی خوبه مطلب آخریت جالب بود بیا تو سایت من آدرستو برام بذار داشته باشم بهت هر روز سر بزنم مرسی

افسون

پنج شنبه های من هم پر از بوهای خوش بود. بوی خانه ی عزیز و قورمه سبزی های محشرش بوی دور هم جمع شدن و آسودگی حیف که دیگر آن پنج شنبه های رویایی را ندارم.

معلم فیزیک

سلام خیلی قشنگ نوشته بودی. منم مثل همه! عاشق 5شنبه هام. اتفاقا جالبه که بدونید می خواستم چیزی شبیه اینو این روزها بنویسم ولی جو وبلاگم خراب شد! ...آرامشی که 5شتبه ها دارن توی هیچ روزی نیست. روزی فارغ از کار. منتظر تعطیلی فردا!