اهل غرق

اهل غرق رمانی است نوشته منیرو روانی پور.سبک کتاب رئالیسم جادویی است و انگار واقعا جادویت میکند.دستت را میگیرد و به جفره میبردت. آبادی کنار دریای جنوب، بکر و رویایی و جادویی. مردم جفره با پریان آبی دریایی در ارتباطند. پریان دریایی عاشق مردان ماهیگیر میشوند و زنان جفره بر دریا نمک می پاشند تا مردانشان اسیر افسون پریان دریا نشوند. جفره زیباترین جوان ماهیگیرش را تقدیم دریا میکند تا در عروسی بوسلمه،حاکم زشت وسنگدل دریاها،نی بنوازد تا بوسلمه به زمین خشم نگیرد. جفره پر است از افسانه و قصه و طلسم تا وقتی که مدرنیته کم کم به آن راه می یابد.

در مقایسه با کتابهایی که در یکی دو سال اخیر خوانده ام اهل غرق کتاب خاص و متفاوتی بود. من که از خواندنش بسی لذت بردم و مدتی با ستاره عاشق شدم و با زائر احمد حکیم نگران مردم و آبادی بودم. با مدینه چشم به راه پریان دریایی ماندم و با مه جمال دنبال مروارید رفتم. خواندنش را به همه توصیه میکنم.

قسمتهایی از کتاب:

مردان آبادی با حیرت به زنان خود گوش می دادند که ترجیع بند شعر مدینه را تکرار می کردندو زایر در میان ترس و وحشت آبادی به این نتیجه می رسید که زنان جهان با عالم غیب ارتباط دارند. عالمی مه مردان آبادی را به آن راهی نیست.زایر می اندیشید که زنها از آن زمان که آفریدگار جهان آنان را می سازد تا نسل آدمیان را ادامه دهند، از آن زمان که بچه دان در شکمشان می گذارد، چیزی برتر و بهتر از مردان دارند، آنان نگهبان و حافظ اصلی جهانند...

ستاره در خانه می گشت تا مبادا آب در جایی چک چک صدا کند. قصه ای در ذهن همیشه عاشق او، وادارش می کرد تا با پارچه ای جلوی چک چک آب را بگیرد. زایر که هیچ وقت سر از کار زنان جفره در نیاورده بود، در سکوت به ستاره نگاه می کرد و آه می کشید و پیش خود می گفت که قحط سالی او را واداشته است که قدر و قیمت آب را بداند. اما ستاره در جواب مریم که پا به پایش می گشت و به او کمک می کرد تا صدای چک چک آب را خاموش کند، گفت: " وقتی در جایی آب چکه کند، حتما مرغ عشقی تشنه است."

/ 3 نظر / 56 بازدید
روی ماه خداوند را ببوس

این هم خوبه اما کولی کنار آتش تا حالا بهترین اثر منیرو بوده...البته به نظر من! با افتخار دعوتید به صرف چای یخ!